تبليغاتX
سینمای ایران و جهان

سینمای ایران و جهان

سینمای ایران و جهان

فرار از زندان


سریال فرار از زندان PRISON BREAK ،سری (SEASONS1&2&3&4)
---------------------------------------------------------------------

به کسانی که سریال رو ندیدن توصیه می کنم حتما این سریال رو نگاه کنند! چون از همون چیزایی که نبینید نصف که هیچی، تمام عمرتون بر فناست!!

این سریال از سال 2005 در شبکه Fox تهیه و پخش شد و از همون قسمت های اول محبوبیت خودش رو بین مخاطبین تمام جهان بدست آورد. این سریال هنوز هم در حال پخش است و فصل 3 اون هم اکنون در حال پخش می باشد. در ضمن این سریال امتیاز 9.1 از سایت IMDB گرفته!!

در مورد داستان سریال باید بگم که داستان از اونجایی شروع می شه که قهرمان داستان "مایکل" خودش یک کاری می کنه که عمداً بیفته زندان. بله خودشو عمداً می فرسته زندان تا بتونه برادر بیگناه خودشو نجات بده! برادرش قراره که تا چند وقت دیگه به خاطر قتلی که انجام نداده اعدام بشه و اون با برنامه ریزی دقیق قبل از اینکه خودشو بندازه زندان نقشه کامل فرارش رو می کشه! فصل اول این سریال راجع به تلاش فرار مایکل و برادرش و چند تا زندانی دیگه است ولی به قول خود تولید کنندگان سریال "فرار تنها اولشه!!" بله سریال بسیار زیبا که بر پایه اسمی که داره طبعاً با فرار از زندان باید به پایان می رسید و اگر هم ادامه داشت نباید جذابیتی داشته باشه ولی... ولی فصل دوم واقعاً زیباست، حتی زیبا تر از فصل اول با تعدد بازیگران، شخصیت هر بازیگر و هیجاناتی که در داستان سریال وجود دارد واقعا تماشاچی رو به وجد میاره و دوست داره تمامی قسمت هاشو یکجا ببینه!!


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 10:53  توسط محسن  | 

گمشدگان


سریال زیبای LOST ، گمشدگان جالبترین سریال تلویزیونی قرن 21
--------------------------------------------------------

فروشگاه پارسیان,خرید پستی,فروش سریال,دانلود رایگان,lost,سریال گمشدگان,سریال گمشده,خرید سریال گمشدگان,دانلود سریال گمشدگان,سریال lost

سریال گمشدگان LOST روایت چیست؟

گمشدگان LOST روایت مردمی است که از یک سانحه سقوط هواپیما جان سالم به در میبرند و درست وسط جزیره ای دور افتاده در منطقه ای گرمسیر، تلاش برای رهایی از جزیره را آغاز می کنند. هر قسمت 42 دقیقه ای این سریال علاوه بر ماجرای اصلی با فلش بکهایی به زندگی شخصیتها همراه است و به تدریج مخاطب را با زندگی شخصیتهای اصلی داستان آشنا می کند. شخصیتهایی که تقریبا هر کدام از یک نژاد، یک طرز تفکر و یک فرهنگ متفاوت هستند. در این سریال نماینده ای از هر قاره وجود دارد. از آسیا، استرالیا، آمریکا، اروپا و آفریقا و حتی از قطب هم نماینده ای حضور دارد (خرس قطبی) و شاید یکی از مسائلی که باعث جذب بی سابقه مخاطب برای این سریال شده همین نکته است نکته ظریفی که باعث می شود تقریبا تمام بینندگان براحتی با شخصیتها همزادپنداری کنند. 

...اما این فقط شروع ماجرا بود...

برای من ودوستانم 
دیدن یک قسمت سریال گمشدگان مساوی بوده با

"هفته ها بی خوابی"

فروشگاه پارسیان,خرید پستی,فروش سریال,دانلود رایگان,lost,سریال گمشدگان,سریال گمشده,خرید سریال گمشدگان,دانلود سریال گمشدگان,سریال lost

 

این مجموعه در اوهایو فیلم برداری شده و بعلت تعدد هنرپیشگان و لوکیشن خاص یکی از پرهزینه ترین سریالهای تلویزیونی است که تابحال از تلویزیونهای جهان پخش شده است.

تعداد بینندگان "فصل اول" این سریال "بجز ما و شما"

تا این لحظه "337 میلیون نفر" بوده است

این سریال آنچنان فکر انسان را درگیر می کند که اکثر افرادی که سریال را دیده اند "شبها خواب می بینند" که در جزیره همراه با گمشدگان هستند و...

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 10:48  توسط محسن  | 

آل پاچینو

نام اصلي: آلفردو جيمز پاچينو

نام پدر: سال پاچينو

اسم مستعار: ساني

نام هنري: آل پاچينو

تاريخ تولد: 25 آپريل 1940

محل تولد: امريكا، نيويورك، نيويورك

قد: 170 سانتي متر

وزن: 78 كيلوگرم

 

آلفردو پاچينو در سال 1939 در يك خانواده ايتاليايي تبار در نيويورك ديده به جهان

 گشود .

او نيز از چمله بازيگراني است كه براي خروج از پشت ديوار بلند گمنامي و قرار

گرفتن در جايگاه شايسته خود به يك اتفاق خجسته نياز داشت .


او كه تا 32 سالگي در پيچ و خم تئاترهاي برادوي و آموزشهاي اكتورز استوديو به

پروزش انرژي نهفته در صحنه خود را با نقشهايي نه چندان موفق به آستانه سينما

 رسانده بود در سال 1972 اين امكان را يافت كه با درخشش در 2 فيلم " ناتالي و

من " و " وحشت در نيدل پارك " استعداد كم نظير خود را بروز دهد.

از اين پس پاچينو گام در راهي نهاد كه تا به امروز او را به عنوان يكي از

بزرگترين بازيگران سينماي جهان و يكي از اساتيد مسلم بازيگري رهنمون كرده

است .


بدون شك ايفاي نقش " مايكل كورلئونه " در فيلم بي نطير ( پدرخوانده 1) گامي

موثر به سوي قله هاي ترقي بود .

پس از موفقيت پدر خوانده , پاچشنو نوار موفقيتهاي خود را با دو فيلم سرپيكو و

مترسك ادامه داد.

سرپيكو بار ديگر او را مانند پدر خوانده نامزد جايزه اسكار كرد .

نقش افريني دوباره او به نقش مايكل كورليونه و اين بار در فيلم پدرخوانده 2 و اين

 بار نيز در مقابل يكي ديگر از نوابغ بازيگري چهان يعني دونيرو بار ديگر او را

نامزد جايزه اسكاري كرد كه به نظر مي رسيد زمان زيادي را بايد براي به دست

 آوردن آن تلاش كند .

 پاچينو دهه 70 را با سه فيلم ديگر به پايان برد كه براي دو فيلم " بعد از ظهر سگي

 " و : عدالت براي همه " بار ديگر نامزد جايزه اسكار شد .


دهه 80 دهه سقوط پاچينو بود , شايد تنها بتوان به فيلم بي نظير برايان دي پالما "

صورت زخمي " در اين دهه اشاره كرد . گرفتار شدن پاچينو در دام الكل و

كوكايين پاچينو را به سمت نابودي مي كشيد


پاچينو با ترك اعتياد خود دوباره به عالم سينما بازگشت و بار ديگر شخصيت مايكل

 كورلئونه را اين بار در شكل و شمايلي جديد و در آخرين قسمت از 3 گانه

پدرخوانده " پدرخوانده 3 " تجسم بخشيد..

پس از ترك اعتياد پاچينو دوباره با قدرت به نقش آفريني هاي خود ادامه داد و انقدر

 در كار خود استمرار بخشيد تا اينكه در سال 1982 آكادمي اسكار او را براي ايفاي

 نقش سرهنگي كور شده در فيلن " بوي خوش زن " شايسته دريافت جايزه اسكار

 اعلام كرد . 

 

هنگامي‌ كه‌ آلپاچينو با فيلم‌ (قهوه‌ چيني‌) به‌بيست‌ و پنجمين‌ فستيوال‌ بين‌المللي‌ فيلم‌

تورنتووارد شد، حضورش‌ همگان‌ را شگفت‌ زده‌ نمود.او به‌ اتفاق‌ (روبرت‌ دنيرو)

به‌ عنوان‌ بزرگان‌بازيگري‌ شور و هيجان‌ بزرگي‌ در فستيوال‌ به‌ راه‌انداختند كه‌ تا آن

‌ روز بي‌سابقه‌ مي‌نمود. آلپاچينوكه‌ تنها فرزند (سالواتوره‌) و (رز پاچينو) بود

دربيست‌ و پنجم‌ آوريل‌ 1940 در ايتاليا به‌ دنيا آمد

وهنگامي‌ كه‌ تنها دو سال‌ بيشتر نداشت‌ پدر ومادرش‌ از يكديگر جدا شدند و از آن‌

پس‌ او بامادرش‌ زندگي‌ مي‌كرد. از همان‌ دوران‌ كودكي‌به‌ لحاظ اين‌ كه‌ مادرش‌ يك‌

 هنرپيشه‌ بود با دنياي‌بازيگري‌ آشنا شد و شخصيتش‌ به‌ عنوان‌ يك‌ بازيگردر

فيلم‌هايي‌ كه‌ با مادرش‌ بازي‌ مي‌كرد، شكل‌گرفت‌. او تحصيلش‌ را از مدرسه‌ ابتدايي‌

بازيگري‌آغاز نمود و در 14 سالگي‌ وارد مدرسه‌ عالي‌بازيگري‌ شد. اما از آن‌جا كه

‌ زبان‌ انگليسي‌اش‌ضعيف‌ بود، نتوانست‌ هيچ‌كدام‌ از كلاس‌هاي‌آكادميك‌ را به‌ پايان‌

برساند و در نهايت‌ از آن‌ جااخراج‌ گرديد. او سپس‌ به‌ كارهايي‌ چون‌ كارگري‌و

كنترل‌چي‌ بودن‌ سينما رو آورد تا توانست‌ باسرمايه‌اي‌ كه‌ از اين‌ كارها به‌ دست‌

آورده‌ بود دراستوديوي‌ هنري‌ (هربرت‌ بركوف‌) ثبت‌ نام‌نمايد. او در آن‌جا زير نظر

 (چارل‌ لاتون‌)آموزش‌ ديد و با سعي‌ و كوشش‌ فراوان‌ توانست‌در سال‌ 1966

جايگاهي‌ براي‌ خود در ميان‌بازيگران‌ باز نمايد. او به‌ عنوان‌ نقش‌ مقابل‌ (جيمزارل

‌ جونز) در تئاتر (خزش‌هاي‌ صلح‌) اولين‌ كارهنري‌ خود را آغاز نمود و بعد از آن‌

به‌ خاطر نقش‌(مورفي‌) در (سرخ‌ پوست‌ها برانكس‌ رامي‌خواهند) موفق‌ به‌ دريافت‌

جايزه‌ ويژه‌گرديد. او در سال‌ 67-68 به‌ عنوان‌ بهترين‌بازيگر تئاتر جامعه‌ برادوي‌

انتخاب‌ شد. چند سال‌بعد او توانست‌ با بازي‌ در (ببر كراوات‌ مي‌زند) كه‌39 بار به‌

اجرا درآمد مجددا توجه‌ منتقدين‌ ورسانه‌ها را به‌ خود جلب‌ نموده‌ و اولين‌ جايزه‌

(توني‌ آوارد) را دريافت‌ نماييد در سال‌ 1969به‌ عنوان‌ سياهي‌لشكر در اولين‌ فيلم‌

خود با عنوان‌(من‌ ناتالي‌) بازي‌ كرد و بعد از آن‌ در سال‌ 1971در فيلم‌ (وحشت‌ در

 پارك‌ سوزن‌) نقش‌ آفريني‌كرد. در همين‌ زمان‌ بود كه‌ (فرانسيس‌ فوردكاپولا)

كارگردان‌ شهير و صاحب‌ سبك‌ سينماي‌هاليوود با وجود فشارهاي‌ زيادي‌ كه‌ از

جانب‌استوديو بر او وارد مي‌آمد نقش‌ (مايكل‌كورلئونه‌) را در فيلم‌ پدر خوانده‌ به‌ وي

‌ سپرد و اونيز با زيبايي‌ هر چه‌ تمام‌تر در آن‌ فيلم‌ نقش‌آفريني‌ كرد و توانست‌ جايزه‌

 اسكار به‌ عنوان‌بهترين‌ بازيگر نقش‌ دوم‌ از آن‌ خود كند. آلپاچينوكار هنري‌ خود را

با نقش‌ (سرپيكو) در قسمت‌دوم‌ فيلم‌ (پدرخوانده‌) و (يك‌ بعد از ظهر سگي‌)ادامه‌ داد

 كه‌ در آنها نيز موفق‌ به‌ دريافت‌ جايزه‌اسكار شد او با آثاري‌ هم‌چون‌ (صورت‌

 زخمي‌)،(درياي‌ عشق‌) و (فرانكي‌ و جاني‌) خاطرات‌ بيادماندني‌ و قابل‌ توجهي‌ را

در اذهان‌ آفريد و درسال‌ 1977 مجددا برند جايزه‌ (توني‌ آوارد)گرديد. او ترجيح‌

مي‌داد هميشه‌ بعد از بازي‌ دريك‌ فيلم‌ كار كوچكي‌ را نيز روي‌ صحنه‌ انجام‌دهد.

بازي‌هاي‌ او توانست‌ لحظات‌ بزرگي‌ را درپرده‌ سينما بوجود آورد. در دهه‌ 90

شاهدهنرنمايي‌ او در فيلم‌هايي‌ هم‌چون‌ قسمت‌ سوم‌(پدر خوانده‌)، (مخمصه‌) و (وكيل‌

 شيطان‌)بوديم‌ كه‌ او توانست‌ در نهايت‌ پنجاه‌ و هشتمين‌جايزه‌ ويژه‌ (يك‌ عمر تلاش‌

مستمر) را كسب‌نمايد.

در سال‌ 2002 او به‌ همراه‌ (روبين‌ويليامز) و (هيلاري‌ اسوانك‌) در فيلم‌ (بي‌خوابي‌)

 ايفاي‌ نقش‌ نمود و حال‌ نيز درجديدترين‌ كار خود در سال‌ 2005 با فيلم‌

(تاجرونيزي‌) نظر تمام‌ جشنواره‌هاي‌ معتبر جهان‌ را به‌خود جلب‌ نموده‌ است‌. او در

 يكي‌ از جديدترين‌مصاحبه‌هاي‌ خود عنوان‌ نموده‌ كه‌ با گذشت‌ 6سال‌ از سن‌ خود

احساس‌ مي‌كنم‌ هنوز هم‌ كاري‌ماندگار براي‌ سينماي‌ جهان‌ انجام‌ نداده‌ام‌ ومي‌خواهم‌

هم‌ چنان‌ به‌ دنبال‌ بهترين‌ نقش‌ عمرم‌بگردم‌. اخيرا (جك‌ نيكلسون‌) يكي‌ از

ستاره‌هاي‌پرفروغ‌ هاليوود در مصاحبه‌ خود با مجله‌ سينمايي‌(ورايتي‌) عنوان‌ نمود

كه‌ (فرانسيس‌ فورد كاپولا)قبل‌ از آلپاچينو نقش‌ (مايكل‌ كولئونه‌) را در اثر باعظمت‌

 (پدر خوانده‌) به‌ او پيشنهاد داده‌ و اوچون‌ در آن‌ زمان‌ معتقد بوده‌ كه‌ نقش‌

يك‌ايتاليايي‌ بازي‌ نمايد به‌ پيشنهاد كاپولا پاسخ‌ منفي‌داده‌ است‌ و بدين‌ ترتيب‌ يكي‌ از

بزرگ‌ترين‌فرصت‌هاي‌ زندگي‌ هنري‌ خود را از دست‌ داده‌است‌. او كه‌ تاكنون‌ دوبار

 موفق‌ به‌ دريافت‌ جايزه‌پراعتبار اسكار شده‌ است‌ هم‌چنين‌ اعتراف‌ نموده‌كه

(آلپاچينو) در فيلم‌ (پدرخوانده‌) با بازي‌حيرت‌ انگيزش‌ واقعا همان‌ (مايكل‌ كولئونه‌)

است‌و هرگز كسي‌ نمي‌توانسته‌ آن‌چنان‌ قدرتمند درقالب‌ آن‌ نقش‌ تاريخي‌ ظاهر شود و

 بدين‌ خاطرهميشه‌ او را تحسين‌ مي‌كند.

 

غرور، روش‌ حرفه‌اي‌ ما نيست

 آلپاچينو در مورد غرور مي‌گويد: البته‌خودبيني‌ بخشي‌ از بازيگري‌ است‌، البته‌ بهتر

 است‌،غرور را تمرين‌ كنيم‌... به‌ نظر من‌ هر شخصي‌ بايدكرامت‌ و عزت‌ نفس‌

داشته‌ باشد و نياز دارد كه‌مطرح‌ شود، اما آنهايي‌ كه‌ در اين‌ وادي‌ بيهوده‌مغرورند،

بازيگران‌ خوبي‌ نيستند و اين‌ يك‌ ويژگي‌است‌ كه‌ از نهاد زندگي‌ اشخاص‌ نشات‌

مي‌گيرد...به‌ نظر من‌ غرور، منسوب‌ به‌ يك‌ بازيگر حرفه‌اي‌نيست‌... كه‌ اين‌

مي‌تواند از نقاط ضعف‌ يك‌ بازيگرباشد... اي‌ كاش‌ مي‌توانستم‌ موضوعي‌ را

مطرح‌كنم‌، اجتماعي‌ اگر در مورد توانايي‌ هايم‌ از من‌سوال‌ مي‌كرديد، باز هم‌ چنين‌

مكثي‌ در پاسخ‌داشتم‌، شايد به‌ اين‌ خاطر كه‌ هر دوي‌ اين‌ مباحث‌يكي‌ هستند. وي‌ در

 پاسخ‌ به‌ خبرنگار IMDB درمورد اين‌ پرسش‌ كه‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ستاره‌ سينما،حالت‌

 مرغوب‌ كننده‌اي‌ را براي‌ كساني‌ كه‌ باآن‌ه اكار مي‌كنيد به‌ همراه‌ مي‌آوريد،

مي‌گويد:من‌ واقعا اين‌ گونه‌ فكر نمي‌كنم‌، من‌ ابتدا به‌ كارنزديك‌ مي‌شوم‌ و آن‌ را به‌

 همان‌ شكل‌ كه‌ هميشه‌انجام‌ داده‌ام‌ تمام‌ مي‌كنم‌... و اگر احساس‌ كنم‌ كه‌همكاران‌ من‌

در زمان‌ تصوير برداري‌ از من‌مي‌ترسند شايد نتوانم‌ بازي‌ كنم‌، چرا كه‌ كار،گروهي

‌ است‌، درست‌ مانند يك‌ اركستر كه‌ بايد بايكديگر هماهنگ‌ باشيم‌، اگر يكي‌ از

اعضاي‌ گروه‌احساس‌ كند كه‌ ديگران‌ از او مي‌ترسند، نمي‌تواندبه‌ راحتي‌ كار خود را

 انجام‌ دهد و ساز بزند و من‌دقيقا اين‌ احساس‌ را درك‌ مي‌كنم‌...

 يك‌ فرد افسانه‌اي‌

خيلي‌ها براين‌ عقيده‌اند كه‌ (آلپاچينو) يك‌فرد افسانه‌اي‌ است‌. آيا او اين‌ عنوان‌ را

دوست‌دارد و زماني‌ كه‌ مردم‌ از او به‌ عنوان‌ افسانه‌ يادمي‌كنند چه‌ عكس‌العملي‌ از

خود نشان‌ مي‌دهد؟(اگر ديگران‌ اين‌ طور مي‌گويند، من‌ هم‌ مجبورهستم‌ بگويم‌: شايد

 مدتي‌ آن‌ طرف‌ها بودم‌). اين‌تنها چيزي‌ است‌ كه‌ مي‌توانم‌ در پاسخ‌ بگويم‌، امامن‌

 خودم‌ را با اين‌ شرايط وفق‌ دادم‌).

آلپاچينو در گفتگوي‌ خود به‌ اين‌ مسئله‌ اشاره‌مي‌كند كه‌ در قالب‌ يك‌ بازيگر پرمشغله‌

 كه‌ اغلب‌دور از خانه‌ است‌، كنار مي‌آيد، مي‌گويد؟ به‌ طورمعمول‌ در فيلم‌ هايي‌ كه‌

بازي‌ مي‌كنم‌، زندگي‌خودم‌ را به‌ من‌ يادآوري‌ مي‌كنند، چيزفوق‌العاده‌اي‌ كه‌ در مورد

سينما وجود دارد، اين‌است‌ كه‌ هر بار با افراد جديدي‌ آشنا مي‌شويد ودوستاني‌ جديدي

‌ پيدا مي‌كنيد. بسياري‌ ازبازيگراني‌ هم‌ مثل‌ من‌ تصور مي‌كنند كه‌ گردهم‌آمدن‌ براي‌

 به‌ ثمر رساندن‌ يك‌ فيلم‌ مثل‌ يك‌زندگي‌ خانوادگي‌ است‌. وي‌ در پاسخ‌ به‌ اين‌پرسش‌

كه‌ درباره‌ بازيگراني‌ كه‌ حاضرند كم‌تر ازقابليت‌هاي‌ واقعي‌ شان‌ مورد توجه‌ قرار

 گيرندولي‌ در عوض‌ پول‌ بيشتري‌ دريافت‌ كنند چه‌نظري‌ داريد؟ اگر چه‌ اين‌ كار را

 براساس‌ عقيده‌اي‌كه‌ دارند انجام‌ دهند، در صورتي‌ كه‌ بسياري‌ ازبازيگران‌ واقعا

مستعد آن‌ دستمزدهاي‌ كلان‌ راكنار مي‌گذارند و در اين‌ مورد چه‌ فكر

مي‌كنيد؟،مي‌گويد: (من‌ صادقانه‌ فكر مي‌كنم‌ اين‌ چيزهامربوط به‌ شيوه‌اي‌ است‌ كه‌ اين

‌ دوستان‌ به‌ كارمي‌گيرند چيزي‌ كه‌ مردم‌ از ما انتظار دارند كاركردن‌ است‌. بسياري‌

از اين‌ ستارگان‌ بسيار خبره‌ وبا استعداد هستند. آنها برنامه‌ي‌ مشخصي‌ راطراحي‌

مي‌كنند تا بينندگان‌ را مجبور كنند به‌سينما بيايند و آنها را ببينند، اين‌ چيز خاصي‌

است‌كه‌ بايد تحسين‌ شود و به‌ آن‌ ارزش‌ داده‌ شود، من‌مشوق‌ بزرگ‌ آنان‌ هستم‌)

 

 

 

 

مرگ‌ مادر سخت‌ بود

او بدترين‌ روزهاي‌ زندگي‌اش‌ را اين‌ گونه ‌تعريف‌ مي‌كند (زماني‌ كه‌ مادرم‌ با دنيا وداع‌ گفت‌،مدتي‌ در بيمارستان‌ رواني‌ بستري‌

شدم‌ چرا كه‌نمي‌توانستم‌ تحمل‌ كنم‌، پس‌ از مرخص‌ شدن‌سعي‌ كردم‌، خود را سرگرم‌ كنم‌ تا غم‌ از دست‌دادن‌ مادر را

فراموش‌ كردم‌ و چيزي‌ جز نيايش‌نمي‌توانست‌ مرا آرام‌ كند... درباره‌ او بايد گفت‌:او بدون‌ هيچ‌ لغزشي‌، راهش‌ را براي‌

ايجادلحظه‌هاي‌ بهتر، روي‌ پرده‌ ادامه‌ داد و تنها بازيگرمردي‌ است‌ كه‌ در طول‌ يك‌ سال‌، هم‌ براي‌بهترين‌ بازيگر نقش‌ اول‌ و هم‌

براي‌ بهترين‌ بازيگرنقش‌ دوم‌، نامزد دريافت‌ جايزه‌ شده‌ است‌. روش‌او در بازيگري‌، طرز عمل‌ بسياري‌ از ديگر بازيگران‌در طول‌

دوران‌هاي‌ مختلف‌ است‌، تعدد بي‌نظيرنقش‌ هايش‌ او را در بين‌ بازيگران‌ هم‌عمرش‌ به‌يك‌ ستاره‌ تبديل‌ كرده‌ و تسلطش‌ برروي‌

پرده‌ اورا در عالم‌ سينما پابرجا كرده‌ است‌.

 

 

آلپاچينو در نقش‌ ناپلئون‌

وي‌ كه‌ حضورش‌ در هر نقش‌، باعث‌ ماندگارشدن‌ آن‌ مي‌شود به‌ تازگي‌ اعلام‌ كرده‌ كه‌مي‌خواهد در نقش‌ (ناپلئون‌ بناپارت‌) در

فيلمي‌از (مايكل‌ رد فورد) بازي‌ كند. اين‌ دو بعد ازتجربه‌ همكاري‌ موفق‌شان‌ در فيلم‌ (تاجر ونيزي‌)تصميم‌ دارند كه‌ اين‌ همكاري‌

را در فيلمي‌ كه‌ به‌سال‌هاي‌ پاياني‌ زندگي‌ ناپلئون‌ مي‌پردازد، ادامه‌دهند. فيلم‌نامه‌ اين‌ فيلم‌ براساس‌ يادداشت‌هاي‌نوجواني‌ به

‌ نام‌ (بتسي‌ بلكام‌) نوشته‌ مي‌شود كه‌ اوبه‌ هنگام‌ حضور ناپلئون‌ در جزيره‌ سنت‌ هلن‌ باوي‌ ملاقات‌ داشته‌ است‌. بازي‌ در نقش‌

ناپلئون‌يكي‌ از آرزوهايش‌ بوده‌ و هفت‌ سال‌ انتظاركشيده‌ تا گروه‌ فيلم‌سازي‌ ايده‌آلي‌ اين‌ پيشنهاد رابه‌ او ارائه‌ كند. هنوز نامي

‌ براي‌ اين‌ فيلم‌ انتخاب‌نشده‌ اما تهيه‌كننده‌ آن‌ گفته‌ كه‌ ساخت‌ فيلم‌ درتابستان‌ 2006 آغاز مي‌شود تا اولين‌ نمايش‌ فيلم‌در

جشنواره‌ كن‌ سال‌ 2007 باشد. احتمالاعلاقه‌مندان‌ آلپاچينو انتظار دارند كه‌ بعد از بازي‌او در اين‌ فيلم‌، ديگر هر وقت‌ اسمي‌ از

ناپلئون‌مي‌آيد، همگان‌ تصوير آلپاچينو در اين‌ نقش‌برايشان‌ تداعي‌ شود. 

 

 

 

جوايز و نامزدي هاي پاچينو در مراسم اسكار


1.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1973 به خاطر " پدرخوانده 1 ".


2.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1974 به خاطر"سرپيكو ".


3.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1975 به خاطر" پدرخوانده 2 ".


4.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1976 به خاطر " بعدازظهر نحس ".


5.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1980 به خاطر" و عدالت براي همه ".


6.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1991 به خاطر" سوگند تريسي ".


7.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1993 به خاطر" كلاه گلن گري دره راس ".


8. برنده اسکار بهترین بازیگر مرد در سال 1993 به خاطر" عطر خوش يك زن ".

 

جوايز و نامزدي هاي پاچينو در مراسم گلدن گلوب

1.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1973 به خاطر " پدرخوانده 1 ".


2. برنده گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد در سال 1974 به خاطر" سرپيكو ".

3.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1975 به خاطر" پدرخوانده 2 ".


4.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1976 به خاطر " بعدازظهر نحس ".

5. نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1978 به خاطر " بابي ديرفيلد ".

6.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1980 به خاطر" و عدالت براي همه ".

7.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1983 به خاطر" نويسنده ، نويسنده ".

8.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1984 به خاطر" صورت زخمي ".


9.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1990 به خاطر" درياي عشق ".


10.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1991 به خاطر" ديك تريسي ".

11.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1991 به خاطر" پدرخوانده 3 ".


12.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1993 به خاطر" گلن گري گلن راس ".


13. برنده گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد در سال 1993 به خاطر" عطر خوش يك زن "


 

 

فيلم نگاري :


ناتلالي و من 1969


وحشت در نيدل پارك 1971

پدرخوانده۱۹۷۲


مترسك 1973


سرپيكو 1973


پدرخوانده 2   1974


بعد از ظهر سگي 1975


بابي ديرفيلد 1977


عدالت براي همه 1977


دريانوردي 1980


نويسنده , نويسنده 1980


صورت زخمي 1983


انقلاب 1985


بازجويي 1986


درياي عشق 1988


ديك تريسي 1989


فرانكي و جاني 1990


پدرخوانده 3   1990


گلن گري گلن راس 1992


بوي خوش زن 1992


راه كارليتو 1993


مخمصه 1995


شهرداري 1996


درجستجوي ريچارد 1996


دني براسكو 19997


وكيل مدافع شيطان 1997


خودي / نفوذي 1998


هريكشنبه موعود 1999


قهوه چيني 2000


بي خوابي 2002


سيمونه 2002


مردمي كه مي شناختم 2002


تازهكار 2003


گيگلي 2003

تاجر ونيزي 2004

2براي پول 2005

88 دقيقه 2007             

اُشن سيزدهم 2007

قتل نيكوكارانه 2008 ( دردست آماده سازي )

ري في في 2009 ( دردست توليد )

من و ديل ( داستان سورال ) 2009 ( دردست توليد )

 

 

 

 

 

 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 12:17  توسط محسن  | 

مارلون براندو

نام اصلي: مارلون براندو جي آر

نام پدر: مارلون براندو اس آر

اسامي مستعار: باد ( در دوران بچگي خانواده او وي را با اين اسم صدا مي كردند) ، آقاي مامبلس ( فرانك سيناترا او را به اين اسم مي خواند)

تاريخ تولد: 3 آپريل 1924

محل تولد: امريكا، نبراسكا، اوماها

تاريخ وفات: 1 جولاي 2004

محل وفات: امريكا، كاليفورنيا، لوس آنجلس

علت وفات: بيماري ريوي (ورم ريه)

قد: 1۸5 سانتي متر

وزن: ۸۳ كيلوگرم

 

مارلون براندو در 11 اكتبر 1957 با خانم آنا كشفي ازدواج كرد و از او صاحب يك فرزند گرديد اما خيلي زود در 22 آپريل 1959 از او جدا شد اما مارلون زياد تنها نماند او خيلي سريع در 4 جون 1960 با موويتا عروسي كرد واز او هم صاحب دو فرزند گرديد اما اين بار هم مانند دفعه پيش زندگي مشترك آنان زياد دوام پيدا نكرد و آن دو در دومين سالگرد ازدواجشان يعني در 4 جون 1962 از يكديگر جدا شدند مارلون اين بار زودتر دست به كار شد و در همان سال يعني 10 آگست 1962 با تاريتا ازدواج كرد و آن دو با هم زندگي عاشقانه اي را دنبال مي كردند و همچنين صاحب دو بچه  شدند اما باز هم مارلون دوام نياورد و بعد از ده سال در 14 جولاي 1972 از اوجدا شد. همچنين او داراي شش فرزند از دوست دختران خود بود.او 32 سال آخر زندگي خود را بدون همسر و با يازده فرزند دنبال كرد و سرانجام در تنهايي و بي كسي درگذشت.

 

 پسر بزرگ او گري برون به خاطر قتل دوست پسر خواهر ناتني اش دگ درولت در سال 1990 دستگير شد و به 10 سال زندان محكوم شد او در مارچ 1991 به زنداني در پاريس برده شد و در سال 1996 از زندان آزاد شد.

يكي ديگر از پسران براندو به نام مايكو سي براندو محافظ شخصي مايكل جكسون بود و از آن پس مارلون براندو و مايكل جكسون دوست هاي خوبي براي هم شدند.

براندو قبل از اين كه بازيگر مشهوري شود در آپارتماني مسئول آسانسور بوده است او پسر فقيري بود ولي خيلي شيطون و به قول خودش هيچ وقت پسر با ادبي نبوده است ولي با اين حال در مقابل زنان بسيار خجالتي بود.

او صاحب يك جزيره در اقيانوس آرام بود او اين جزيره را در سال 1996 خريد و آن را تا زمان مرگش نگه داشت.

مارلون دوران بچگي سختي را گذراند والدين او الكلي بودند و پدر او فردي زن باز و مادر او زني فاسد بود مارلون خيلي زود خانواده اش را ترك كرد اكثر دوران بچگي او در تنهايي گذشت.

قبل از بازی در "اتوبوسی به نام هوس" از الیاکازان ، در نسخه تئاتری همین فیلم ، اثر استانلی کووالسکی در برادوی ظاهر شده بود. شخصیت براندویی با این فیلم ( اتوبوسی به نام هوس) به ظهور رسید« مرد یاغی و بدوی وبی ثباتی که همه چیز را برای خود می خواست». به یادماندنی ترین نقش او در اوایل کار در فیلم " در بارانداز 1954" بود. اینجا نیز وی نقش مردی طبعا خشن و بی ثبات را ایفا کرد ، ولی درونمایه های عطوفت و آسیب پذیری را در شخصیت وی به خوبی نشان داد و با این ترتیب یکی از عالی ترین بازی های سینمایی را ارائه کرد.
براندو هیچگاه احساس تحقیرش را نسبت به حرفه خود پنهان نکرده: شاید این تحقیر بیشتر متوجه جنبه تجاری صنعت سینماست تا خود بازیگری ، ولی این امر منجر به بی خیلی و نتیجتا چند کار خراب شده است: نظير قصه هاي شبانه، سايانورا، چاي خانه ماه آگوست، آب نبات و فيلم دزيري .

 اما کثرت نقش های او گیج کننده است: از شکسپیر تا موزیکال ، از درام تا کمدی . در " مردها و عروسک ها" در نقش اسکای مسترسون همه را مجذوب کرد. در " شورش در کشتی بونتی" نقش فلچرکریسچن ضعیف النفس را داشت. ساخت " بونتی " مصادف بود با قطع پیوند براندو با صاحبان هالیوود که از تاخیرهای طولانی در کار فیلم گله داشته و مدعی بودند که ناز و اداهای براندو مسبب آن است. حال چقدر این ادعا صحت داشته و روایت براندو از این ماجرا چه می باشد نکاتی است که همچنان در پرده ابهام است زیرا که این بازیگر به تدریج از افکار عمومی کنار کشیده و اغلب اوقات را در هاوایی می گذراند. در 1960 " سربازهای یک چشم" را کارگردانی کرد و در " تعقیب" و " انعکاس در چشمان طلایی" بازی کرد ، و سپس در 1972 در نقش دون کورلئونه در " پدرخوانده" ظاهر شد. هنگامی که آکادمی اسکار اورا به عنوان برنده برگزید ، وی زن سرخپوستی را برای گرفتن جایزه ، از جانب خود مامور کرد تا به این وسیله توجه عمومی را به وضع رقت بار سرخپوستان آمریکایی جلب کند. وی روز به روز بیشتر معطوف مسائل و مشکلات بشری شده و فیلم های اخیر او نشانگر این گونه تمایلات سیاسی و اجتماعی اوست:
اینک آخرالزمان ، فرمول و فصل سفید خشک.
براندو اینک عنوان بازیگر « متدیست و صاحب سبک » و افتخار همراهی با استنلی کووالسکی را پشت سر نهاده و در عالم حرفه ای که خود به آن چندان ارجی نمی نهد صاحب مقامی خدایگونه است!

براندو مدتی مدرسه نظامی رفت و بعد به کارهای مختلفی مشغول شد و نهايتا برای شرکت در کلاسهای بازيگری راهی نيويورک شد و نزد استادش، استلا آدلر متد استانيسلاوسکی را آموخت.

 مدتی بعد براندو به مدرسه بازيگری "اکتورز استوديو" که اليا کازان آن رامی چرخاند، راه پيدا کرد و در آنجا زير نظر لی استراسبرگ متد اکتينگ( روشی که بازيگر برای اجرای نقش بايد مدتی آن نقش را زندگی کند) را تکميل کرد.

اوپيشکسوت سبکی معروف به "متدی" بود که بلافاصله پس از او بازيگرانی مانند جيمز دين و مونتگومری کليفت و سالها بعد پل نيومن، داستين هافمن و رابرت دونيرو با درخشش خود اين سبک را در سينمای آمريکا تثبيت کردند.

بازی او در نقش استنلی کووالسکی در نمايش اتوبوسی به نام هوس نوشته تنسی ويليامز و به کارگردانی اليا کازان در سال 1947 او را به يکی از بازيگران معتبر صحنه تئاتر آمريکا تبديل کرد.

نخستين حضور براندو بر پرده سينما بازی در فيلم مردان ساخته فرد زينه مان در سال 1950بود. او برای آماده کردن نقشش در اين فيلم بيش از يک ماه خود را در بيمارستان بستری کرد. کاری که از ديد بسياری از بازيگران مجرب آن دوران مانند لارنس اليويه يا کلارک گيبل حماقت محض محسوب می شد.

براندو در سال 1952 در نسخه سينمائی نمايشنامه اتوبوسی به نام هوس در کنار ويوين لی بازی کرد که به عنوان يکی از بهترين آثار سينمائی آمريکا شناخته می شود.
او در سالهای دهه 1950 در کنار جيمز دين و مونتگمری کليفت به يکی از ستاره های مشهور هاليوود بدل شد.
شهرت او در سالهای پايانی دهه 1960 کمی افول کرد اما در دهه 1970 با درخشش در فيلم پدرخوانده بار ديگر نامش بر سر زبانها افتاد.


اما مهمترين نقشی که در ابتدای فعاليت سينمائی اش بازی کرد فيلم در بارانداز ساخته اليا کازان بود که نخستين اسکار را برای براندو به ارمغان آورد.
اما بازی درخشان براندو در فيلم پدرخوانده در سال 1972 شايد ماندگارترين نقش سينمائی باشد که يک بازيگر در طول تاريخ سينما بازی کرده است.

فرانسيس فورد کاپولا کارگردان پدرخوانده برای متقاعد کردن تهيه کنندگان فيلم برای انتخاب براندو تلاش زيادی کرد چرا که عقيده داشتند زمان اين بازيگر ديگر گذشته است.
براندو برای بازی در اين نقش دومين اسکار را بدست آورد که به نشانه اعتراض به نوع به تصوير کشيدن سرخپوستها درهاليوود، از پذيرفتنش سر باز زد و به جای خود يک دختر سرخپوست را برای گرفتن جايزه به روی صحنه فرستاد.
پس از پدرخوانده دوباره نام براندو در جهان سينما مطرح شد. پس از اين بود که براندو در فيلمهای مطرحی مانند آخرين تانگو در پاريس، اينک آخر الزمان و آبگيرهای ميسوری بازی کرد.

 نقش کوتاه او در انتهای فيلم اينک آخرالزمان نيز از به ياد ماندنی ترين نقشهای تاريخ سينماست.

مدتی پيش مجله پرميري چاپ آمريکا، در يک رای گيری نقش دون کورلئونه( با بازی براندو) در فيلم پدرخوانده را به عنوان ماندگارترين شخصيت تاريخ سينما برگزيد.

براندو يک بار هم در مقام کارگردان در پشت دوربين قرار گرفت. اين فيلم سربازهای يک چشم نام داشت که در سال 1961 ساخته شد.
در آخرين فيلم، براندو داشت نقش خودش را بازی کرد. نام اين فيلم که به تازگی ساخته شده است برادوی : عصر طلائی است.

جوايز و نامزدي هاي مارلون براندو در مراسم گلدن گلوب

1. برنده گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد در سال 1955 به خاطر " دربارانداز ".
2.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1957 به خاطر"چاي خانه ماه آگست ".
3.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1958 به خاطر" سايونارا ".
4.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1963 به خاطر" آمريكايي زشت ".
6.برنده گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد در سال 1973 به خاطر" پدر خوانده ".
7.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1990 به خاطر" فصل سفيد خشك ".


جوايز و نامزدي هاي مارلون در مراسم اسكار
1.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1952 به خاطر " اتوبوسی به نام هوس ".
2.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1953 به خاطر"زنده باد زاپاتا ".
3.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1954 به خاطر" جولیوس سزار ".
4.برنده اسکار بهترین بازیگر مرد در سال 1955 به خاطر " دربارانداز ".
5.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1958 به خاطر" سایونارا ".
6.برنده اسکار بهترین بازیگر مرد در سال 1973 به خاطر" پدر خوانده ".
7.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1974 به خاطر" آخرین تانگو در پاریس ".
8.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1990 به خاطر" فصل سفيد خشك ".

فيلم نگاري :

مردان 1950
اتوبوسي به نام هوس 1951
زنده باد زاپاتا 1952
جوليوس سزار 1953
دزيره 1954
وحشي 1954
در بارانداز 1954
مردها و عروسكها 1955
چايخانه ماه اوت 1956
سايونارا 1957
شيرهاي جوان 1958
فراري 1959
سربازهاي يك چشم 1961
شورش در كشتي بونتي 1962
آمريكايي پليد 1963
داستان تختخواب 1964
نام رمز مريتوري 1965
آپالوزا 1966
تعقيب 1966
ديدار مارلون براندو 1966
كنتسي از هنگ كنگ 1967
انعكاس در چشم طلايي 1967
كندي 1968
بسوزان 1969
شب روز بعد 1969
پدرخوانده 1972
ولگرد نيمه شب 1972
آخرين تانگو در پاريس 1973
آبخيزهاي ميسوري 1976
سوپرمن 1978
اينك آخرالزمان 1979
نبرد براي آمازون 1979
فورمول 1980
فصل سپيد و خشك 1989
فرش من 1990

كريستوفر كلمب 1992

جيمي هاليوود 1994
دون ژوان دو ماركو 1995
جزيره دكتر مورو
۱۹۹۶
شجاع
۱۹۹۷
پول مفت
۱۹۹۸
امتياز 2001

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 12:14  توسط محسن  | 

تسليت

فوت ناگهانی و جانسوز هنرمند ارجمند

 

سینمای ایران خسرو شکیبایی را به جامعه ی

 

 هنرمندان  و هنر دوستان تسلیت عرض میکنم

 

 

چقدر جایش خالیست

 

 

روحش شاد و یادش گرامی باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 21:3  توسط محسن  | 

پرفروش ترین فیلم های حال حاضر روی پرده سینمای ایران

پرفروش ترین فیلم های حال حاضر روی پرده

 

 سینمای ايران

 

1-     ده رقمي با فروش 220000000 تومان در 19 روز

 

 

2-   حس پنهان  با فروش 153000000 تومان در 17 روز

 

 

3-     تيغ زن با فروش 285000000 تومان در 42 روز

 

 

4-    انعكاس با فروش 276000000 تومان در 39 روز

 

 

5-   زن ها فرشته اند  با فروش 685000000 تومان در 58 روز

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 16:35  توسط محسن 

پرفروش ترین فیلم های حال حاضر روی پرده سینمای آمریکا

پرفروش ترین فیلم های حال حاضر روی پرده سینمای آمریکا

 

1-     شوالیه سیاه (The dark knight  (با فروش 158411483 دلار در هفته اول

 

 

2-    ماما میا ! (Mamma Mia!  ) با فروش 27751240 دلار در هفته اول

 

 

3-    هانکوک (Hancock ) با فروش 191543979 دلار در هفته سوم

 

 

4-    سفر به مرکز زمین (  Journey to the Center of the Earth) با فروش 43504712 دلار در هفته دوم

 

 

5-    پسر جهنمی 2 : گروه طلایی (Hellboy 2: The Golden Army ) با فروش 52534295 دلار در هفته دوم

 

 

6-    دیوار- ای (WALL.E ) بافروش 182732709 دلار در هفته چهارم

 

 

7-    شامپانزه های فضایی (Space Chimps ) با فروش 7181374 دلار در هفته اول

 

 

8-    خواسته ( (Wanted با فروش 123322635 دلار در هفته چهارم

 

 

9-    باهوش شدن (Get Smart ) با فروش 119608695 دلار در هفته پنجم

 

 

10-   کونگ فو پاندا ( Kung Fu Panda ) با فروش 206616381 دلار در هفته هفتم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 15:34  توسط محسن 

پرفروش ترین فیلم های حال حاضر روی پرده سینمای انگلستان

پرفروش ترین فیلم های حال حاضر روی پرده سینمای انگلستان

 

1-     ماما میا (Mamma Mia!  ) با فروش 6594058 یورو در هفته اول

 

 

2-    هانکوک (Hancock  ) با فروش 16761966 یورو در هفته دوم

 

 

3-    کونگ فو پاندا (  Kung Fu Panda) با فروش10877368 یورو در هفته دوم

 

 

4-    سفر به مرکز زمین (Journey to the Center of the Earth ) با فروش 953878 یورو در هفته اول

 

 

5-    تاریخچه نارنیا : شاهزاده کاسپین

( The Chronnicles of Narnia: Prince Caspian ) با فروش 9644063 یورو در هفته سوم

 

 

6-    سلطنت ممنوع (  The Forbidden Kingdom) با فروش 676217 یورو در هفته اول

 

 

7-    خواسته (Wanted ) با فروش 8151595 یورو در هفته سوم

 

 

8-    رابطه جنسی و شهر (  Sex and the City) با فروش 25887654 یورو در هفته هفتم

 

 

9-    بزرگسالی (  Adulthood) با فروش 3247651 یورو در هفته چهارم

 

 

10-   غبار (The Mist) با فروش 383083 یورو در هفته دوم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 15:32  توسط محسن