نام اصلي: آلفردو جيمز پاچينو
نام پدر: سال پاچينو
اسم مستعار: ساني
نام هنري: آل پاچينو
تاريخ تولد: 25 آپريل 1940
محل تولد: امريكا، نيويورك، نيويورك
قد: 170 سانتي متر
وزن: 78 كيلوگرم

آلفردو پاچينو در سال 1939 در يك خانواده ايتاليايي تبار در نيويورك ديده به جهان
گشود .
او نيز از چمله بازيگراني است كه براي خروج از پشت ديوار بلند گمنامي و قرار
گرفتن در جايگاه شايسته خود به يك اتفاق خجسته نياز داشت .
او كه تا 32 سالگي در پيچ و خم تئاترهاي برادوي و آموزشهاي اكتورز استوديو به
پروزش انرژي نهفته در صحنه خود را با نقشهايي نه چندان موفق به آستانه سينما
رسانده بود در سال 1972 اين امكان را يافت كه با درخشش در 2 فيلم " ناتالي و
من " و " وحشت در نيدل پارك " استعداد كم نظير خود را بروز دهد.
از اين پس پاچينو گام در راهي نهاد كه تا به امروز او را به عنوان يكي از
بزرگترين بازيگران سينماي جهان و يكي از اساتيد مسلم بازيگري رهنمون كرده
است .
بدون شك ايفاي نقش " مايكل كورلئونه " در فيلم بي نطير ( پدرخوانده 1) گامي
موثر به سوي قله هاي ترقي بود .
پس از موفقيت پدر خوانده , پاچشنو نوار موفقيتهاي خود را با دو فيلم سرپيكو و
مترسك ادامه داد.
سرپيكو بار ديگر او را مانند پدر خوانده نامزد جايزه اسكار كرد .
نقش افريني دوباره او به نقش مايكل كورليونه و اين بار در فيلم پدرخوانده 2 و اين
بار نيز در مقابل يكي ديگر از نوابغ بازيگري چهان يعني دونيرو بار ديگر او را
نامزد جايزه اسكاري كرد كه به نظر مي رسيد زمان زيادي را بايد براي به دست
آوردن آن تلاش كند .

پاچينو دهه 70 را با سه فيلم ديگر به پايان برد كه براي دو فيلم " بعد از ظهر سگي
" و : عدالت براي همه " بار ديگر نامزد جايزه اسكار شد .
دهه 80 دهه سقوط پاچينو بود , شايد تنها بتوان به فيلم بي نظير برايان دي پالما "
صورت زخمي " در اين دهه اشاره كرد . گرفتار شدن پاچينو در دام الكل و
كوكايين پاچينو را به سمت نابودي مي كشيد
پاچينو با ترك اعتياد خود دوباره به عالم سينما بازگشت و بار ديگر شخصيت مايكل
كورلئونه را اين بار در شكل و شمايلي جديد و در آخرين قسمت از 3 گانه
پدرخوانده " پدرخوانده 3 " تجسم بخشيد..
پس از ترك اعتياد پاچينو دوباره با قدرت به نقش آفريني هاي خود ادامه داد و انقدر
در كار خود استمرار بخشيد تا اينكه در سال 1982 آكادمي اسكار او را براي ايفاي
نقش سرهنگي كور شده در فيلن " بوي خوش زن " شايسته دريافت جايزه اسكار
اعلام كرد .

هنگامي كه آلپاچينو با فيلم (قهوه چيني) بهبيست و پنجمين فستيوال بينالمللي فيلم
تورنتووارد شد، حضورش همگان را شگفت زده نمود.او به اتفاق (روبرت دنيرو)
به عنوان بزرگانبازيگري شور و هيجان بزرگي در فستيوال به راهانداختند كه تا آن
روز بيسابقه مينمود. آلپاچينوكه تنها فرزند (سالواتوره) و (رز پاچينو) بود
دربيست و پنجم آوريل 1940 در ايتاليا به دنيا آمد
وهنگامي كه تنها دو سال بيشتر نداشت پدر ومادرش از يكديگر جدا شدند و از آن
پس او بامادرش زندگي ميكرد. از همان دوران كودكيبه لحاظ اين كه مادرش يك
هنرپيشه بود با دنيايبازيگري آشنا شد و شخصيتش به عنوان يك بازيگردر
فيلمهايي كه با مادرش بازي ميكرد، شكلگرفت. او تحصيلش را از مدرسه ابتدايي
بازيگريآغاز نمود و در 14 سالگي وارد مدرسه عاليبازيگري شد. اما از آنجا كه
زبان انگليسياشضعيف بود، نتوانست هيچكدام از كلاسهايآكادميك را به پايان
برساند و در نهايت از آن جااخراج گرديد. او سپس به كارهايي چون كارگريو
كنترلچي بودن سينما رو آورد تا توانست باسرمايهاي كه از اين كارها به دست
آورده بود دراستوديوي هنري (هربرت بركوف) ثبت نامنمايد. او در آنجا زير نظر
(چارل لاتون)آموزش ديد و با سعي و كوشش فراوان توانستدر سال 1966
جايگاهي براي خود در ميانبازيگران باز نمايد. او به عنوان نقش مقابل (جيمزارل
جونز) در تئاتر (خزشهاي صلح) اولين كارهنري خود را آغاز نمود و بعد از آن
به خاطر نقش(مورفي) در (سرخ پوستها برانكس راميخواهند) موفق به دريافت
جايزه ويژهگرديد. او در سال 67-68 به عنوان بهترينبازيگر تئاتر جامعه برادوي
انتخاب شد. چند سالبعد او توانست با بازي در (ببر كراوات ميزند) كه39 بار به
اجرا درآمد مجددا توجه منتقدين ورسانهها را به خود جلب نموده و اولين جايزه
(توني آوارد) را دريافت نماييد در سال 1969به عنوان سياهيلشكر در اولين فيلم
خود با عنوان(من ناتالي) بازي كرد و بعد از آن در سال 1971در فيلم (وحشت در
پارك سوزن) نقش آفرينيكرد. در همين زمان بود كه (فرانسيس فوردكاپولا)
كارگردان شهير و صاحب سبك سينمايهاليوود با وجود فشارهاي زيادي كه از
جانباستوديو بر او وارد ميآمد نقش (مايكلكورلئونه) را در فيلم پدر خوانده به وي
سپرد و اونيز با زيبايي هر چه تمامتر در آن فيلم نقشآفريني كرد و توانست جايزه
اسكار به عنوانبهترين بازيگر نقش دوم از آن خود كند. آلپاچينوكار هنري خود را
با نقش (سرپيكو) در قسمتدوم فيلم (پدرخوانده) و (يك بعد از ظهر سگي)ادامه داد
كه در آنها نيز موفق به دريافت جايزهاسكار شد او با آثاري همچون (صورت
زخمي)،(درياي عشق) و (فرانكي و جاني) خاطرات بيادماندني و قابل توجهي را
در اذهان آفريد و درسال 1977 مجددا برند جايزه (توني آوارد)گرديد. او ترجيح
ميداد هميشه بعد از بازي دريك فيلم كار كوچكي را نيز روي صحنه انجامدهد.
بازيهاي او توانست لحظات بزرگي را درپرده سينما بوجود آورد. در دهه 90
شاهدهنرنمايي او در فيلمهايي همچون قسمت سوم(پدر خوانده)، (مخمصه) و (وكيل
شيطان)بوديم كه او توانست در نهايت پنجاه و هشتمينجايزه ويژه (يك عمر تلاش
مستمر) را كسبنمايد.
در سال 2002 او به همراه (روبينويليامز) و (هيلاري اسوانك) در فيلم (بيخوابي)
ايفاي نقش نمود و حال نيز درجديدترين كار خود در سال 2005 با فيلم
(تاجرونيزي) نظر تمام جشنوارههاي معتبر جهان را بهخود جلب نموده است. او در
يكي از جديدترينمصاحبههاي خود عنوان نموده كه با گذشت 6سال از سن خود
احساس ميكنم هنوز هم كاريماندگار براي سينماي جهان انجام ندادهام وميخواهم
هم چنان به دنبال بهترين نقش عمرمبگردم. اخيرا (جك نيكلسون) يكي از
ستارههايپرفروغ هاليوود در مصاحبه خود با مجله سينمايي(ورايتي) عنوان نمود
كه (فرانسيس فورد كاپولا)قبل از آلپاچينو نقش (مايكل كولئونه) را در اثر باعظمت
(پدر خوانده) به او پيشنهاد داده و اوچون در آن زمان معتقد بوده كه نقش
يكايتاليايي بازي نمايد به پيشنهاد كاپولا پاسخ منفيداده است و بدين ترتيب يكي از
بزرگترينفرصتهاي زندگي هنري خود را از دست دادهاست. او كه تاكنون دوبار
موفق به دريافت جايزهپراعتبار اسكار شده است همچنين اعتراف نمودهكه
(آلپاچينو) در فيلم (پدرخوانده) با بازيحيرت انگيزش واقعا همان (مايكل كولئونه)
استو هرگز كسي نميتوانسته آنچنان قدرتمند درقالب آن نقش تاريخي ظاهر شود و
بدين خاطرهميشه او را تحسين ميكند.

غرور، روش حرفهاي ما نيست
آلپاچينو در مورد غرور ميگويد: البتهخودبيني بخشي از بازيگري است، البته بهتر
است،غرور را تمرين كنيم... به نظر من هر شخصي بايدكرامت و عزت نفس
داشته باشد و نياز دارد كهمطرح شود، اما آنهايي كه در اين وادي بيهودهمغرورند،
بازيگران خوبي نيستند و اين يك ويژگياست كه از نهاد زندگي اشخاص نشات
ميگيرد...به نظر من غرور، منسوب به يك بازيگر حرفهاينيست... كه اين
ميتواند از نقاط ضعف يك بازيگرباشد... اي كاش ميتوانستم موضوعي را
مطرحكنم، اجتماعي اگر در مورد توانايي هايم از منسوال ميكرديد، باز هم چنين
مكثي در پاسخداشتم، شايد به اين خاطر كه هر دوي اين مباحثيكي هستند. وي در
پاسخ به خبرنگار IMDB درمورد اين پرسش كه به عنوان يك ستاره سينما،حالت
مرغوب كنندهاي را براي كساني كه باآنه اكار ميكنيد به همراه ميآوريد،
ميگويد:من واقعا اين گونه فكر نميكنم، من ابتدا به كارنزديك ميشوم و آن را به
همان شكل كه هميشهانجام دادهام تمام ميكنم... و اگر احساس كنم كههمكاران من
در زمان تصوير برداري از منميترسند شايد نتوانم بازي كنم، چرا كه كار،گروهي
است، درست مانند يك اركستر كه بايد بايكديگر هماهنگ باشيم، اگر يكي از
اعضاي گروهاحساس كند كه ديگران از او ميترسند، نميتواندبه راحتي كار خود را
انجام دهد و ساز بزند و مندقيقا اين احساس را درك ميكنم...

يك فرد افسانهاي
خيليها براين عقيدهاند كه (آلپاچينو) يكفرد افسانهاي است. آيا او اين عنوان را
دوستدارد و زماني كه مردم از او به عنوان افسانه يادميكنند چه عكسالعملي از
خود نشان ميدهد؟(اگر ديگران اين طور ميگويند، من هم مجبورهستم بگويم: شايد
مدتي آن طرفها بودم). اينتنها چيزي است كه ميتوانم در پاسخ بگويم، امامن
خودم را با اين شرايط وفق دادم).
آلپاچينو در گفتگوي خود به اين مسئله اشارهميكند كه در قالب يك بازيگر پرمشغله
كه اغلبدور از خانه است، كنار ميآيد، ميگويد؟ به طورمعمول در فيلم هايي كه
بازي ميكنم، زندگيخودم را به من يادآوري ميكنند، چيزفوقالعادهاي كه در مورد
سينما وجود دارد، ايناست كه هر بار با افراد جديدي آشنا ميشويد ودوستاني جديدي
پيدا ميكنيد. بسياري ازبازيگراني هم مثل من تصور ميكنند كه گردهمآمدن براي
به ثمر رساندن يك فيلم مثل يكزندگي خانوادگي است. وي در پاسخ به اينپرسش
كه درباره بازيگراني كه حاضرند كمتر ازقابليتهاي واقعي شان مورد توجه قرار
گيرندولي در عوض پول بيشتري دريافت كنند چهنظري داريد؟ اگر چه اين كار را
براساس عقيدهايكه دارند انجام دهند، در صورتي كه بسياري ازبازيگران واقعا
مستعد آن دستمزدهاي كلان راكنار ميگذارند و در اين مورد چه فكر
ميكنيد؟،ميگويد: (من صادقانه فكر ميكنم اين چيزهامربوط به شيوهاي است كه اين
دوستان به كارميگيرند چيزي كه مردم از ما انتظار دارند كاركردن است. بسياري
از اين ستارگان بسيار خبره وبا استعداد هستند. آنها برنامهي مشخصي راطراحي
ميكنند تا بينندگان را مجبور كنند بهسينما بيايند و آنها را ببينند، اين چيز خاصي
استكه بايد تحسين شود و به آن ارزش داده شود، منمشوق بزرگ آنان هستم)
مرگ مادر سخت بود
او بدترين روزهاي زندگياش را اين گونه تعريف ميكند (زماني كه مادرم با دنيا وداع گفت،مدتي در بيمارستان رواني بستري
شدم چرا كهنميتوانستم تحمل كنم، پس از مرخص شدنسعي كردم، خود را سرگرم كنم تا غم از دستدادن مادر را
فراموش كردم و چيزي جز نيايشنميتوانست مرا آرام كند... درباره او بايد گفت:او بدون هيچ لغزشي، راهش را براي
ايجادلحظههاي بهتر، روي پرده ادامه داد و تنها بازيگرمردي است كه در طول يك سال، هم برايبهترين بازيگر نقش اول و هم
براي بهترين بازيگرنقش دوم، نامزد دريافت جايزه شده است. روشاو در بازيگري، طرز عمل بسياري از ديگر بازيگراندر طول
دورانهاي مختلف است، تعدد بينظيرنقش هايش او را در بين بازيگران همعمرش بهيك ستاره تبديل كرده و تسلطش برروي
پرده اورا در عالم سينما پابرجا كرده است.
آلپاچينو در نقش ناپلئون
وي كه حضورش در هر نقش، باعث ماندگارشدن آن ميشود به تازگي اعلام كرده كهميخواهد در نقش (ناپلئون بناپارت) در
فيلمياز (مايكل رد فورد) بازي كند. اين دو بعد ازتجربه همكاري موفقشان در فيلم (تاجر ونيزي)تصميم دارند كه اين همكاري
را در فيلمي كه بهسالهاي پاياني زندگي ناپلئون ميپردازد، ادامهدهند. فيلمنامه اين فيلم براساس يادداشتهاينوجواني به
نام (بتسي بلكام) نوشته ميشود كه اوبه هنگام حضور ناپلئون در جزيره سنت هلن باوي ملاقات داشته است. بازي در نقش
ناپلئونيكي از آرزوهايش بوده و هفت سال انتظاركشيده تا گروه فيلمسازي ايدهآلي اين پيشنهاد رابه او ارائه كند. هنوز نامي
براي اين فيلم انتخابنشده اما تهيهكننده آن گفته كه ساخت فيلم درتابستان 2006 آغاز ميشود تا اولين نمايش فيلمدر
جشنواره كن سال 2007 باشد. احتمالاعلاقهمندان آلپاچينو انتظار دارند كه بعد از بازياو در اين فيلم، ديگر هر وقت اسمي از
ناپلئونميآيد، همگان تصوير آلپاچينو در اين نقشبرايشان تداعي شود.
جوايز و نامزدي هاي پاچينو در مراسم اسكار
1.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1973 به خاطر " پدرخوانده 1 ".
2.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1974 به خاطر"سرپيكو ".
3.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1975 به خاطر" پدرخوانده 2 ".
4.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1976 به خاطر " بعدازظهر نحس ".
5.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1980 به خاطر" و عدالت براي همه ".
6.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1991 به خاطر" سوگند تريسي ".
7.نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1993 به خاطر" كلاه گلن گري دره راس ".
8. برنده اسکار بهترین بازیگر مرد در سال 1993 به خاطر" عطر خوش يك زن ".
جوايز و نامزدي هاي پاچينو در مراسم گلدن گلوب
1.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1973 به خاطر " پدرخوانده 1 ".
2. برنده گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد در سال 1974 به خاطر" سرپيكو ".
3.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1975 به خاطر" پدرخوانده 2 ".
4.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1976 به خاطر " بعدازظهر نحس ".
5. نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1978 به خاطر " بابي ديرفيلد ".
6.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1980 به خاطر" و عدالت براي همه ".
7.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1983 به خاطر" نويسنده ، نويسنده ".
8.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1984 به خاطر" صورت زخمي ".
9.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1990 به خاطر" درياي عشق ".
10.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1991 به خاطر" ديك تريسي ".
11.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1991 به خاطر" پدرخوانده 3 ".
12.نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال 1993 به خاطر" گلن گري گلن راس ".
13. برنده گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد در سال 1993 به خاطر" عطر خوش يك زن "
فيلم نگاري :
ناتلالي و من 1969
وحشت در نيدل پارك 1971
پدرخوانده۱۹۷۲
مترسك 1973
سرپيكو 1973
پدرخوانده 2 1974
بعد از ظهر سگي 1975
بابي ديرفيلد 1977
عدالت براي همه 1977
دريانوردي 1980
نويسنده , نويسنده 1980
صورت زخمي 1983
انقلاب 1985
بازجويي 1986
درياي عشق 1988
ديك تريسي 1989
فرانكي و جاني 1990
پدرخوانده 3 1990
گلن گري گلن راس 1992
بوي خوش زن 1992
راه كارليتو 1993
مخمصه 1995
شهرداري 1996
درجستجوي ريچارد 1996
دني براسكو 19997
وكيل مدافع شيطان 1997
خودي / نفوذي 1998
هريكشنبه موعود 1999
قهوه چيني 2000
بي خوابي 2002
سيمونه 2002
مردمي كه مي شناختم 2002
تازهكار 2003
گيگلي 2003
تاجر ونيزي 2004
2براي پول 2005
88 دقيقه 2007
اُشن سيزدهم 2007
قتل نيكوكارانه 2008 ( دردست آماده سازي )
ري في في 2009 ( دردست توليد )
من و ديل ( داستان سورال ) 2009 ( دردست توليد )